
از عطر و بوی چای این فنجان گرفته
تا آن دو چشمه که از آن باران گرفته
از خردسالی که طَبَق بر سر نهاده
تا پیرمردی که به دستش نان گرفته
از این پسر بچه که با شوقی به دستش
مَشکی به یاد ساقی عطشان گرفته
از این تهی دستی که خرج سال خود را
آورده پیش روی هر مهمان گرفته
تا آن توانمندی که در راه زیارت
هر چه که داده سود صد چندان گرفته
اینها گواهی می دهند اینجا بهشت است
این سرزمین که سبقت از رضوان گرفته
اینجا همه کاره فقط عشق حسین است
او اختیار از عقل و از برهان گرفته
شعر از داود رحیمی
برچسب:
نویسنده: آرمان حبیبی